شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

مقدمهء مصحح 61

نفثة المصدور ( فارسى )

خرندز با تمام نقاط ننوشته است تا شخص باطمينان قلب اين كلمه را خرندز به همين هيئت كه ملاحظه مىشود بخواند بلكه برسم عموم نسخ قديمه كه در تنقيط كامل كلمات اغلب اوقات مسامحه به كار برده شده است گاه نقطهء خا را ندارد و گاه نقطهء نون را ، و هيچوقت نقطهء زاء معجمهء اخير را ، يعنى بعبارة أخرى در جميع اين مواضع خمسه مطرّدا حرف اخير را براء مهمله نوشته‌اند نه بزاء معجمه ، و تصحيح آن بزاء معجمه از تصرّفات ناشر كتاب مسيو هوداس است بپيشنهاد مرحوم شفر « 1 » و اين تصرّف بعيد از صواب نيست بعقيدهء راقم سطور ، در هر صورت آنچه بكلّى يقينى است اينست كه هيئت اصلى اين كلمه در اصل نسخه ( حريدر ؟ ؟ ؟ ) است نه ( ريدر ؟ ؟ ؟ ) ، يعنى يك حرفى كه از جيم و حاء و خاء بيرون نيست ( و بأقوى احتمالات خاء معجمه است چه دو مرتبه واضحا همينطور در اصل نسخه نوشته شده است كما مرّ ) در اوّل دارد ، پس ظنّ قوى حاصل مىشود كه هيئت ( ريدر ؟ ؟ ؟ ) كه در ابتداى آن صورت ( ح ) را ندارد بايد محرّف و مغلوط باشد . چيزىكه تا اندازه‌اى تأييد مىكند قراءت خرندز را بازاء معجمه در آخر ، اينست كه ياقوت در معجم البلدان ج 2 ص 415 ، موضعى را ذكر مىكند بعنوان خرانديز و گويد « أظنّه قرية بخراسان » و بأظهر وجوه اين خرانديز همين خرندز ما نحن فيه بايد باشد ولى بدبختانه علاوه‌بر آنكه ياقوت على التّحقيق تعيين موقع آن را ننموده است اين كلمه در معجم البلدان فقط بضبط قلم خرانديز بازاء معجمه نوشته شده است نه بتصريح عبارت ، يعنى نگفته است « بالزّاء المعجمة فى الآخر » . تا اينجا در خصوص نسبت زيدرى بود - امّا اسم خود كتاب يعنى « نفثة -

--> ( 1 ) - رجوع كنيد بترجمهء سيرة جلال الدين بفرانسه ص 53 ، حاشيه - راقم سطور در حواشى صفحات 59 و 60 هيآت مختلفهء خرندز را در جميع مواضع خمسه‌اى كه اين كلمه در كتاب سيره مذكور شده است بعينها بطبق نسخهء اصل پاريس بدست داده‌ام .